تأثیر از هم گسیختگی خانواده (طلاق) بر بزهکاری اطفال و نوجوانان (مطالعه موردی کودکان کانون اصلاح و تربیت کرمان)

نویسنده

چکیده

مسئله بزهکاری اطفال و نوجوانان، از جمله مسائل بغرنج اجتماعی است که دنیای امروز را شدیدا به خود مشغول داشته است. بیش از یک قرن پیش، یعنی از اواخر قرن نوزدهم، ارتکاب جرم و جنایت از ناحیه کودکان و نوجوانان، در کشورهای بزرگ صنعتی جلب توجه نموده است. از آن هنگام تاکنون اکثریت محققین، جامعه شناسان، جرم شناسان، روانشناسان، روانپزشکان و متخصصین تعلیم و تربیت برای یافتن راه حلی جهت پیشگیری از بروز تبهکاری در میان اطفال و نوجوانان در تکاپو بوده اند. در خصوص بهنجار بودن یا نبودن و گرایش به بزهکاری از سوی اطفال و نوجوانان و عناصر متعدد دخیل در آن، فرض را بر آن نهادیم که از هم گسیخته بودن خانواده از جمله به دلیل بحث و مشاجره دائمی و نهایتاً طلاق یکی از مهمترین عوامل تمایل به نقض هنجارها و بزهکاری از سوی طفل یا نوجوان است. لذا در این پژوهش به دنبال بررسی تاثیر نا متعادل بودن خانواده بر بزهکاری اطفال هستیم. اطلاعات حاصله از کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت کرمان که به علت محدودیت های موجود تنها از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید فرضیه اصلی پژوهش را تایید نمود.

کلیدواژه‌ها