روابط ساختار قشربندی اجتماعی و ‌‌‌منش‌شناسی ‌‌‌حاشیه‌نشینان و ارتباط آن با نظم وامنیت اجتماعی در شهرستان کرمان طی سال 1396

نویسنده

ندارد

چکیده

زمینه و هدف: پدیده ‌‌‌حاشیه‌نشینی ریشه در تاریخ اجتماعی انسان‌ها دارد و تبلور آن در قالب گتوهای نژادی‌‌‌‌‌‌، مذهبی بوده است‌‌‌‌‌‌. نظم و امنیت موجود در مناطق مختلف به خصوص در شهرستان کرمان و ارتباط آن با حاشیه شهر‌‌‌ از زمینه‌های اصلی این تحقیق است. هدف این تحقیق شناسایی روابط ساختار قشربندی و ‌‌‌منش‌شناسی ‌‌‌حاشیه‌نشینان و ارتباط آن با نظم و امنیت‌‌‌‌‌‌ است.
روش شناسی: روش به کاررفته در این تحقیق از نوع تحقیقات ترکیبی (کیفی‌- کمی‌‌) است. در روش کیفی از مدل روش گرند تئوری (GT‌‌) و در روش کمی از روش پیمایش استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق؛ حاشیه نشینان شهرک پدر، سراسیاب، سیدی و کوره های اطراف شهر کرمان است. ابزار گردآوری اطلاعات؛ مصاحبه، مشاهده و فیش برداری است. مصاحبه نامه‌هایی که پس از نظم دادن به آن‌ها جهت جمع آوری اطلاعات بصورت پرسشنامه استفاده گردید و تجزیه و تحلیل داده‌های کمی با استفاده از نرم افزار SPSS 21 و آزمون‌های اسپیرمن و رگرسیون انجام پذیرفته است.
نتیجه: نتایج حاصل از تحقیق نشان می‌دهد بین منش و قشر جامعه مذکور رابطه معنی دار است به طور کلی بین قشر حاشیه‌‌ای درونی (بی نوایان ‌‌) ودیالکتیک ماندگی (‌‌‌معمولاً افرادی را شامل ‌‌‌می‌شود که طبق سنت‌ها و آداب‌های گذشتگان عمل ‌‌‌می‌کند‌‌) و منش نابارور رابطه وجود دارد‌‌‌‌‌‌. یعنی فرهنگ نا نمادی در افراد منطقه مذکور ریشه‌‌ای شده است وبرای رفع چنین معضلی و ایجاد نظم و امنیت نیاز است تغییرات ریشه‌‌ای در کل فرهنگ صورت گیرد و از طرفی راه حلی برای حل نیازهای اقتصادی جامعه برداشته شود‌‌‌‌‌‌.

کلیدواژه‌ها